چهارشنبه دوازدهم آبان 1389

نقش و جایگاه گروه های آموزشی در توسعه یادگیری معلمان

نقش و جايگاه گروه هاي آموزشي در توسعه يادگيري معلمان

كميسيون ياددهي و يادگيري شهرستان نهاوند

مقدمه

 

در دوره اي كه ما در آن زندگي مي كنيم ، ضرورت آينده نگري توأم با برنامه ريزي دقيق و برخاسته از اشراف به مسايل آموزش و پرورش ، به طور آشكار ، بيش از هر زمينه ديگر مطرح مي شود . زيرا در هر جامعه ، آموزش و پرورش سنگ زير بناي توسعه اقتصادي ، اجتماعي ، سياسي و فرهنگي است و بررسي عوامل مؤثر درترقي و پيشرفت جوامع توسعه يافته بيانگر آن است كه همة اين كشورها از آموزش و پرورش كارآمد برخوردار بوده اند . با نگاهي به تاريخ اقوام و ملل گذشته اين واقعيت آشكار مي شود كه شكوفايي و درخشش آنها با رشد و پويايي نظامهاي آموزشي همراه بوده است .

 آموزش و پرورش از ديرباز ، نقشي اساسي درتداوم و بقاي جامعه بشري ايفا كرده است . آداب و رسوم ، اعتقادات و ارزشها ، نگرشها و رفتارها ، دانش ها و مهارتهاي جامعه از طريق فراگردهاي پرورش و آموزش قابل انتقال و دوام بوده اند. امروزه جريان پرورش كودكان ، در خانواده آغاز مي شود ، ولي به زودي ، سازماني اختصاصي ، يعني مدرسه ، مسؤوليت ايفاي اين وظيفه را رسماً بر عهده   مي گيرد  .

براي دستيابي به آموزش و پرورشي مطلوب و هدفمند ، بايد با بينشي عميق متكي بر مطالعات جامع و با حصول صلاحيت هاي كاملاً تخصصي و حرفه اي و فعاليت هايي جهت دار و با در نظر گرفتن جنبه هاي مختلف به برنامه ريزي پرداخت . براي اين برنامه ريزي بايد پشتوانه اي عظيم از فلسفه ، فرهنگ ، دانش ، مهارت و دستاوردهاي نوين علوم و فنون و با بكارگيري ابزارها و روشهاي جديد ، فراهم آورد تا ضمن پاسخگويي به نيازها ، مشكلات و تقاضاهاي موجود ، به نتايج بهتر و   غني تري دست يافت .

ماهيت سازمانهاي آموزشي به گونه اي است كه در آنها امكان به كارگيري از مزاياي فعاليتهاي گروهي در اشكال مختلف آن وجود دارد ؛ مديريت در آموزش و پرورش به لحاظ آنكه با منابع انساني

بيان مسأله

 جهان معاصر ، نقش و ارزش ويژة آموزش و پرورش و جايگاه خاص آن را در پيشبرد اهداف انساني و رشد جامعه را به خوبي دريافته و بيشترين تلاش و كوشش خويش را در اين راه صرف كرده است . از اين رو بايد بر اين باور تأكيد داشت كه مدرسه به عنوان نهادي اجتماعي ، كانون اصلي و سرچشمه پيشرفتها و يا عقب ماندگي ها در يك جامعه است . در واقع علل پيشرفت و ركود هر جامعه را بايد در تار و پود آموزش و پرورش آن جامعه ريشه يابي و جستجو كرد .

 

 

 

آموزش و پرورش ما محتاج شكستن حصارهاي سنتي مي باشد كه بر اساس آنها معلمان بايد همة وقت زندگي حرفه اي خود را داخل كلاسها صرف كند و پيشرفت حرفه اي به هيچ چيزي بيش از اين نياز ندارد . اگر بنا باشد مدارس مكانهايي براي پيشرفت و تشخيص قوا و قابليتهاي دانش آموزان باشد متقابلاً بايد مكانهايي براي پيشرفت و تشخيص قوا و قابليتهاي معلمان نيز باشد(مهر محمدي،1371). گروههاي آموزشي به عنوان اعضاء جامعه دبيران با داشتن جايگاهي رسمي و به عنوان يك تشكل تخصصي برخاسته از جامعة دبيران ، سعي در بر آوردن بخشي از نيازها و انتظارات جامعه آموزشي دارد . اين مجموعه علاوه بر مسؤوليت هاي فوق وظيفه دارند بنيان هاي علمي ، ابزاري و تكنولوژيكي سيستم هاي آموزشي را بررسي ، كنترل[1] و ارزشيابي[2] نمايند و با طراحي[3] ، سازماندهي[4] ، برنامه ريزي[5] و اعمال اصل هدايت و رهبري آموزشي[6] به حمايت از ساير دبيران و دانش آموزان كه از اركان صلي آموزش و پرورش هستند بپردازند ، در صورتيكه آنها بتوانند اين وظايف را به خوبي به اجرا در آورند ، به بهبود كميت ها و رشد و توسعه كيفيت هاي آموزشي كمك شاياني خواهند نمود .

بي شك گروههاي آموزشي از مصاديق بارز گروههاي رسمي[7] در آموزش و پرورش محسوب     مي شوند،زيرا از طرف بالاترين اركان نظام آموزشي يعني وزارت آموزش و پرورش، تشكيلات ، ساختار ، قوانين و وظايف آنان در قالب دستورالعمل ها و بخشنامه ها تعيين و ابلاغ شده و داراي اهداف ، وظايف ، مسؤوليت ها ، اختيارات ، جايگاه ستادي ، قواعد و مقرراتي براي گزينش نيروها مي باشد و بايد براساس دستور كار ، روش ها و برنامه هاي خاص عمل نمايند و با دبيران و ساير عناصر دست اندركار ارتباطي مناسب برقرار نمايند تا بتوانند مؤثر باشند .

گروههاي آموزشي به عنوان مجامع آموزشي ، پرورشي و پژوهشي با اين انديشه بوجود آمده است كه ضمن برقراري ارتباط سازنده بين دبيران ، زمينه استفاده از تجارب و اطلاعات علمي و فني و آموزشي در روشهاي تدريس ، گسترش اطلاعات تخصصي ، كاربرد وسايل آموزشي و كمك آموزشي ، بهره گيري صحيح از وسايل و امكانات سمعي و بصري ، به كارگيري اصول و روشهاي صحيح ارزشيابي پيشرفت تحصيلي ، تقويت زمينه پژوهش ، تحقيق و بررسي علل و افت تحصيلي و مسايل و مشكلات

 

آموزشي و پرورشي دانش آموزان و در نهايت با بهره گيري از اطلاعات روانشناسي و ايجاد رقابت سالم بين دبيران ، دانش آموزان را در جهت بهبود كيفيت آموزشي و پرورشي آماده .

بر اساس دستورالعمل جامع گروههاي آموزشي متوسطه ( 1377 ) رويكردهاي زير از جمله مواردي هستند كه به طور خاص براي گروههاي آموزشي در نظر گرفته شده اند : « بهبود كيفيت آموزشي[8] ، تكامل تدريجي هدفهاي آموزشي ، تعيين راهبردهاي تحول به منظور تغيير مهارت هاي ادراكي ، فني و حرفه اي معلمان ( دانش ، بينش و منش ) ، التفات بيشتر به تجربه هاي معلمان در برنامه ريزي جهت سازماندهي تجارب بديع آموزشي و پرورشي ، تقويت و انسجام زمينه هاي علمي آموزشي معلمان ، نظم بخشيدن به فعاليت ها و عناصر متنوع نظام آموزشي متوسطه ، ايجاد انسجام بين اهداف ، عناصر برنامه درسي و روشهاي تدريس[9] و ارزشيابي از پيشرفت تحصيلي ، اهتمام در روش شناسي و روش شناخت علوم ، مسأله يابي و جستجوي روشهاي نو براي حل مسايل آموزش متوسطه ، ترويج مديريت متبني بر تحقيق و پژوهش ، كاربست نتايج تحقيقات و پژوهش هاي علوم تربيتي ، تمركز زدايي تدريجي از برنامه هاي آموزشي ، توسعه عرصه نظارت ، كنترل و ارزشيابي در زمينه برنامه ، فرآيند و بازخورد فعاليت هاي آموزشي » ( صص 3 ـ 2 ) .

با نگاهي گذرا بر رويكردهاي مطرح شده مي توان به نقش و جايگاهي كه براي اين مجموعه تعريف و پيش بيني شده پي برده و اهميت وجود آنان را به خوبي دريافت . براي تحقق اين فعاليت ها و برنامه ها نياز است تلاشي همگاني ، مستمر و فراگير از طرف عوامل مختلف در نظام آموزشي صورت گيرد تا مجموعه فوق بتواند بيشتر به اهداف خود نايل شود و تأثير مثبت و بيشتري در جهت بهبود كيفيت آموزش بگذارد . با توجه به انتظارات و موارد فوق الذكر و لزوم ترويج و كاربرد آنها و تأثيرات زيادي كه هر يك از اين موارد دارند بايد به بحث عملكرد آموزشي دبيران و عوامل مؤثر بر آن توجه

 نمود ، زيرا بيشترين تأثير گروههاي آموزشي به طور مستقيم بر ابعاد مختلف عملكرد آموزشي دبيران مي باشد .

در تحقيق انجام گرفته ، ميزان تأثير گروههاي آموزشي بر بهبود شش بُعد عملكردي دبيران به این ترتیب بررسي گردید: 1 ـ مهارت دبيران در طراحي درس ؛ 2 ـ مهارت هاي تدريس دبيران ؛ 3 ـ مهارت دبيران در ارزشيابي از پيشرفت تحصيلي ؛ 4 ـ مهارت روابط انساني دبيران ؛ 5 ـ خلاقيت و نوآوري دبيران ؛ 6 ـ ارتقاء سطح علمي و به روز آوري دانش دبيران .

اهميت و ضرورت تحقيق انجام گرفته

معلمان به دليل نقش و اهميتي كه در فرآيند تعليم و تربيت دارند ، از اركان اصلي آموزش و پرورش به شمار مي روند و بايد مشاركت آنان در برنامه ريزي هاي تربيتي و آموزشي و اداري مورد تشويق و تأكيد قرار گيرد . آشنايي معلمان با خصوصيات و نيازهاي روان شناختي و تربيتي دانش آموزان و تسلط تخصصي آنان بر محتواي دروس ، برنامه ريزي آموزشي و روشهاي ياددهي و يادگيري و شناخت از مسايل و مشكلات و نيازهاي اجتماعي از جمله عواملي هستند كه گروههاي آموزشي و مشاركت معلمان را در برنامه ريزي آموزش و پرورش و بهينه سازي جريان تعليم و تربيت توجيه    مي كند . تحقيق حاضر از اين بابت داراي اهميت بوده كه به تأثير بخشي از سازمان آموزش و پرورش مي پردازد كه مأموريت ايجاد ، بهبود و توسعه كيفيت آموزشي در ابعاد مختلف را دارد . مجموعه اي كه وظيفه دارد تا تجارب و صلاحيت هاي تخصصي دبيران را با استفاده از دانش و تكنولوژي نوين بهبود بخشد و زمينه رشد و ارتقاء دانش ، بينش و نگرش و مهارت دانش آموزان را با همكاري دبيران ، مديران و مسؤولان اجرايي فراهم سازد .

گروههاي آموزشي با تكيه بر اندوخته هاي علمي در ابعاد آموزشي وكمك آموزشي و با استفاده از ضوابط ، ملاك ها و معيارهاي علمي مناسب ، و با بهره گيري از نظريات صاحبنظران مختلف به خصوص تجربيات مطرح شده به وسيله انديشمندان مختلف علوم تربيتي و به كارگيري آنها در تعليم

و تربيت راههايي را براي بهبود فرآيندهاي ياددهي و يادگيري فراهم مي سازند . آنها با انديشه اي فلسفي و به كمك ابزار و تكنولوژي نوين رسالت دارند تا به ياري دبيران ، دانش آموزان ، مديران و در مجموع ، واحدهاي آموزشي بپردازند. بي شك با تكيه بر نقش ها و وظايف پيش بيني شده ،اثر بخشي فعاليتهاي آنان منشأ خير و تأثير فراواني براي جامعه آموزشي خواهد بود و از آنجا كه نزديكترين و مهمترين تأثير مستقيم گروههاي آموزشي بر عملكرد دبيران است ، اهميت ويژه اي براي بررسي ميزان اين تأثير قائل شده ايم زيرا « در حقيقت كيفيت ها و توانايي هاي معلمان شاغل در هر نظام تعليم و تربيت ، آيينه تمام نماي كيفيت نظام آموزش و پرورش آن مي باشد كه مسؤوليت اساسي تربيت نيروي انساني را برعهده دارد و البته اين بدان جهت است كه تحقق هر آرماني در آموزش و پرورش ، در گرو تحقق آن در معلم به عنوان ركن اصلي در هر نظام تعليم و تربيت است »  ( مهر محمدي ، 1371 ، ص 38 ) .

به عقيدة نيكنامي ( 1382 )« در سالهاي اخير يكي از مهمترين وظايف گروههاي آموزشي برعهده داشتن مسؤوليت نظارت و راهنمايي آموزشي و اصلاح فرآيند آموزش و يادگيري مي باشد ، يعني كار به صورت تخصصي از طريق همكاري با گروه و بوسيله سر گروه آموزشي انجام مي گيرد ، كه معمولاً  ارشدترين عضو گروه از لحاظ علمي و تخصصي ، سابقه آموزشي ، تجربه شغلي و رفتار حرفه اي مورد پذيرش اعضاي گروه است و مسؤوليت  كمك مستقيم به معلمان را بر عهده دارد و   در حقيقت راهنماي آموزشي اين گروه تخصصي محسوب مي شود » ( صص 43 ـ 42 ) .

این تحقيق در دورة متوسطه نظري آموزش و پرورش انجام گرفته ، زيرا اهميت اين دورة تحصيلي به عنوان دوره اي انتقالي از آموزش عمومي ، همگاني و غير تخصصي به آموزشگاهي تخصصي و خاص عده اي معدود ، انتقال از آموزش به محيط كار و زندگي و همچنين انتقال از دورة كودكي با نيازهاي تحت نظر و مراقبت ديگران به دورة جواني و بلوغ با استقلال و قبول مسؤوليت ، مي باشد و البته دورة متوسطه منبع اصلي تربيت نيروي انساني ماهر به شمار مي رود و تأثير ويژه اي

در ميزان موفقيت برنامه هاي توسعه اقتصادي ، اجتماعي مي گذارد ( كليات نظام جديد آموزش متوسطه ، 1377 ) .

از جمله موارد مهم ديگر اين است كه سياستهاي فعلي حاكم بر نظام آموزشي در چند سال اخير به سمت عدم تمركز گرايش يافته و از مهمترين شاخص هاي آن محول كردن اختيارات و گسترش دامنه تصميم گيري و مسؤوليت هاي جديد به سازمان ها ، اداره ها و مدارس با مشاركت معلمان    مي باشد . با وسعت بخشيدن به دو عامل مهم مسؤوليت و حدود اختيارات در ابعاد مختلف ، وظايف سنگيني همچون كنترل ، برنامه ريزي و طراحي به ويژه در ابعاد كيفي به اين و نياز بود تا اين مجموعة تخصصي در كنار ساير عوامل ستادي به حمايت و هدايت سياست ها و راهبردهاي آموزشي بپردازد . از مفاد دستورالعمل گروههاي آموزشي ، چنين ادراك مي گردد كه بخش زيادي از اين تقاضا به گروههاي آموزشي محول شده است .

از شواهد موجود همچون دستورالعمل ها و بخشنامه هاي فراوان چنين استنباط مي شود كه از بدو تشكيل گروههاي آموزشي در سال 1359 تاكنون ، تشكيلات و ساختار حاكم بر آن دچار تغيير و تحول شده است كه اهميت جايگاه اين مجموعه را در افزايش كيفيت آموزشي را نشان مي دهد و منظور از اين تغيير و تحولات بهتر و بيشتر كردن تأثير اين گروهها در فرآيند آموزش ـ يادگيري   بوده است .

اهميت موضوع گروههاي آموزشي در ابعاد مختلف مانند اثر بخشي بر فعاليت هاي آموزشي ، مديريت مشاركتي[10] و طرحهاي جديد نظارت و راهنمايي آموزشي همواره از الويت هاي تحقيقاتي و همچنين نظام پيشنهادات در آموزش و پرورش بوده است . 

پيشنهادات كاربردي

با توجه به نتايج و يافته هاي تحقيق انجام شده و پاسخ ها و تأكيدات به دست آمده ضمن آن ، راهكارها و پيشنهاداتي ارايه مي شود تا با بكارگيري آن ، تأثير گروههاي آموزشي بر بهبود عملكرد آموزشي دبيران بيشتر از گذشته شود و موجب افزايش كيفيت آموزشي گردد .

 1 ـ با توجه به اینكه ميزان تأثير گروههاي آموزشي بر بهبود مهارت طراحي درس توسط دبيران ، كمتر از حد متوسط بوده است ، پيشنهاد می گردد :

بل از آغاز سال تحصيلي توسط گروههاي آموزشي يا با بهره گيري از اساتيد مجرب و دبيران با سابقه ،‌كارگاههاي آموزشي براي دبيران در زمينه طراحي درس روزانه و سالانه و بيان اهميت مهارت هاي قبل از تدريس برگزار گردد .

ـ در طول سال تحصيلي جهت كمك به دبيران براي ايجاد هماهنگي بيشتر بين طرح درس و اجراي تدريس و همچنين استفاده از حداكثر زمان تدريس به طور مؤثر ، اعضاء و سر گروههاي آموزشي به طور پيوسته از دبيرستانها بازديد نمايند و ضمن تبادل اطلاعات و تجربيات با دبيران ، از نزديك نقاط ضعف و قوت آنها را در طراحي درس و اجراي آن بررسي و به رفع مشكلات آنان كمك نمايند و فقط به رفع تکلیف و پر کردن چند فرم اداری و تکراری نپردازند.

ـ با برگزاري مسابقاتي تحت عنوان « انتخاب بهترين طرح درس » از دبيران خواسته شود تا در موضوعات مختلف رشته خود و در پايه هاي مختلف تحصيلي ، طرح درس ارايه دهند و سرانجام ضمن انتخاب طرح درس هاي برتر و تشويق طراحان آن ، نمونه هاي برگزيده و استاندارد شده را براي استفاده در اختيار ساير دبيران قرار دهند و همچنين دبيراني كه طرح درس هاي نامناسب ارايه كرده اند و در طراحي درس مشكل داشته اند را براي توجيه و يا آموزش شناسايي كرده و در كارگاههاي آموزشي مشكلات آنها را بر طرف نمايند .

2 ـ از آنجا كه مهارت هاي ضمن تدريس يكي از مهمترين بخشهاي آموزشي توسط دبيران است ، براي هر چه بهتر شدن و پويايي آن ، در این مورد پيشنهادهای زیر ارائه مي گردد :

ـ برگزاري دوره هاي آموزش ـ ضمن خدمت ـ براي آشنا نمودن دبيران با شيوه هاي تدريس فعال و نوين با استفاده از اساتيد و صاحبنظران علوم تربيتي و همچنين متخصص در رشته هاي مختلف .

ـ برگزاري جشنواره هاي الگوهاي تدريس برتر و تشويق دبيران به استفاده از روشهاي تدريس فعال ( البته به صورت واقعی نه ساختگی و ظاهری ). ـ برنامه ريزي جهت ارايه تدريس نمونه در جلسات و گردهمايي هاي گروههاي آموزشي ، توسط دبيران موفق به طور مستمر .

ـ آموزش و هماهنگي با مسؤولان و مديران مدارس براي بستر سازي و كمك در ايجاد امكانات ، اعتبارات و فضاي لازم براي اجراي روشهاي فعال و نوين تدريس .

ـ برگزاري دوره هاي آموزش ضمن خدمت كوتاه مدت جهت كمك به معلمان در پرورش مهارت هاي تشريح و تحليل تكاليف درسي دانش آموزان .

ـ معرفي بخشهايي از آيين نامه اجرايي مدارس مربوط به تشويق و تنبيه دانش آموزان جهت فعال سازي فراگيران و آشنا كردن دبيران با الگوهاي مناسب در اين زمينه با ارايه تجربيات دبيران موفق و همچنين با ارسال پيام هاي كوتاه تربيتي كه به صورت كتبي در دفتر مدارس در معرض ديد دبيران قرار گيرد .

3 ـ در بُعد ارزشيابي پيشرفت تحصيلي پيشنهادهاي زير مطرح مي گردد :

ـ ارزشيابي سؤالات امتحاني دبيران توسط گروههاي آموزشي و ارائه باز خورد مناسب به دبيران و نه فقط انجام آن به عنوان یک کار تکراری و برای رفع مسوولیت و یا برای خرده گرفتن به برخی دبیران.

ـ آشنايي بيشتر دبيران با اهداف و روشهاي ارزشيابي تشخيصي ، تكويني و پاياني و كاربرد هر كدام در فرآيند آموزش ، البته به صورت تخصصی در هر رشته درسی .

ـ هماهنگ و متناسب كردن ارزشيابي پيشرفت تحصيلي با شرايط ، امكانات و برنامه درسي .

ـ ارائه روشهاي ارزشيابي پويا ، فعال و مشاركتي بر اساس روش هاي تدريس فعال مانند اجراي پروژه ، تحقيق و مطالعه علمي .

ـ برگزاري دوره هاي آموزش كوتاه مدت طرح سؤالات امتحاني و آشنايي بيشتر آنها با حيطه هاي مختلف در ارزشيابي پيشرفت تحصيلي

4 ـ توجه به اينكه ميزان تأثير گروههاي آموزشي بر بهبود مهارت روابط انساني دبيران بيشتر از حد متوسط می باشد و این ‌نشان دهنده اهميت روابط انساني مطلوب در جهت افزايش روحيه ، رضايت خاطر ، امنيت و سلامت رواني ـ اجتماعي ،‌ مي باشد ؛ لذا پيشنهادهايي براي بيشتر شدن تأثير گروهها بر بهبود روابط انساني دبيران ارايه مي شود :

ـ گروههاي آموزشي به دبيران براي شناخت بهتر تفاوت هاي فردي دانش آموزان از طريق ايجاد ارتباط مؤثرتر و ارايه نكات و آموزشهاي لازم به آنها كمك نمايند .

ـ افزايش جلسات و گردهمايي هاي دبيران در گروههاي آموزشي در طول سال تحصيلي از نظر تعداد و هم از نظر ساعات جلسات براي بيشتر شدن ارتباط و تبادل تجارب بين آنها .

ـ با برقراري شبكه حرفه اي و تخصصي قوي از طريق روابط بين دبيران و گروههاي آموزشي ، به مشاركت در ايجاد ،‌بازسازي و افزايش سطح مهارت هاي آموزشي كمك شود . مديران مدارس و مسؤولان بايد به گونه اي عمل كنند كه اين شبكه ارتباط تخصصي تقويت گردد ، زيرا ترويج زبان تخصصي بين گروهها و دبيران باعث انتقال سريع دانش و تجربيات حرفه اي مي گردد و اين ارتباط باعث افزايش تأثير گروهها بر دبيران مي شود .

ـ ايجاد و يا افزايش روابط بين دبيران در نواحي يا مناطق مختلف آموزش و پرورش و حتي استانها نيز تحت تأثير گروههاي آموزشي براي تعامل و تبادل تجارب ميان دبيران مورد توجه قرار گيرد ، بنابراين برگزاري جلسات عمومي گروههاي آموزشي هر رشته با دبيران نواحي و مناطق ديگر مي تواند موجب افزايش اين تعاملات گردد .

ـ گروههاي آموزشي نسبت به ترغيب دبيران با مدرك فوق ليسانس و بالاتر به برقراري روابط انساني مثبت و سازنده تلاش بيشتري به عمل آيد و با استفاده از تخصص و تواناييهاي علمي آنها ، زمينه مشاركت بيشترشان در تصميم گيري ها و حل مشكلات را فراهم آورند .

 

ـ لازم است كارشناسان گروههاي آموزشي موانع ارتباطي بين دبيران با همديگر و با مسؤولان ، مديران ،‌ دانش آموزان و اولياء آنها را بررسي و شناسايي كنند و با اتخاذ تدابير و راهكارهايي آنها را رفع يا كاهش دهند و الگوهاي صحيح و مناسب ارتباطي را در هر مورد معرفي و جايگزين نمايند .

5 ـ ميزان تأثير گروههاي آموزشي بر بهبود خلاقيت و نوآوري دبيران در حد عالی نبوده است ،كه بيانگر لزوم توجه بيشتر به اين بُعد مي باشد ؛ بنابراين پيشنهادهاي زير در اين مورد ارايه مي گردد :

ـ برگزاري دورة آموزشي روش تحقيق و مطالعه براي آشنايي و ترغيب دبيران به انجام تحقيقات .

ـ بها دادن به تحقيقات و به كارگيري عملي نتايج تحقيقات انجام شده براي ترغيب ساير دبيران به انجام تحقيق به جای خاک خوردن بسیاری از آنها در کتابخانه ها  .

ـ شناخت و معرفي پژوهشگران موفق و چاپ و تكثير آثار آنان و در نظر گرفتن  امتيازاتي براي آنان .

ـ افزايش سرانه پژوهش در آموزش و پرورش به طور هدفمند و نه تنها ایجاد یک راه درآمدی برای عده ای خاص .

ـ گسترش مراكز تحقيقات معلمان در هر ناحيه يا منطقه آموزش و پرورش و تجهيز امكانات پژوهشي و ترغیب دبیران برای مطالعه و تحقیق و استفاده از امکانات آن .

ـ انجام پژوهش هاي تيمي با مشاركت دبيران فوق ليسانس  ، دکتری و با تجربه به همراه سایر دبيران براي ترغيب بيشتر و همچنين آموزش عملي روش تحقيق به دبيران کم تجربه .

ـ برگزاري جلسات علمي با حضور اساتيد و يا بازديدهاي منظم از مراكز پژوهشي كه داراي نوآوري هاي مربوط به رشته هاي تخصصي دبيران و امور آموزشي و پرورشي مي باشند .

ـ تقويت برنامه « معلم پژوهنده » براي انجام و اراية‌پژوهش هاي ضمن تدريس ـ اقدام پژوهشي ـ توسط دبيران .

6 ـ برای تأثير بيشتر گروههاي آموزشي بر ارتقاء علمي و به روز آوري دانش دبيران  پيشنهاد هاي زير ارايه مي گردد :

ـ غني سازي كتابخانه هاي مدارس ، گروههاي آموزشي و مراكز تحقيقات معلمان از منابع كمك درسي ، مآخذ كتب درسي ، مجلات علمي و فرهنگي و روزنامه ها و ترغیب دبیران به مطالعه آنها با روش هایی مانند برگزاری مسابقاتی از از این مجلات و... .

ـ انتشار نشريات علمي داخلي در هر ناحيه يا منطقه آموزش و پرورش به طور مستمر براي چاپ مقالات و تحقيقات نمونه دبيران و معرفي تازه هاي علمي ، حتي الامكان به صورت تخصصي در گروههاي آموزشي .

ـ برگزاري دوره هاي آموزش توليد و كاربرد مواد و وسايل كمك آموزشي جديد براي دبيران هر رشته ، ضمن معرفی ابتکارات سایرین .

ـ معرفي پايگاههاي اطلاعاتي اينترنتي و ترغيب دبيران به استفاده مستمر از آنها در زمينه رشته هاي تخصصي خود .

ـ ايجاد پايگاه اطلاعاتي ـ سايت ـ اينترنتي توسط گروههاي آموزشي براي اطلاع رساني بيشتر مطالب علمي جديد به دبيران هر رشته در تمامي اوقات ، حتي روزهاي تعطيل و يا فصل تابستان .

ـ ايجاد تابلوي اخبار و اطلاعات علمي جديد ، مشابه بريدة جرايد در مدارس و گروههاي آموزشي براي انعكاس مهمترين تازه هاي علمي در هر رشته .

ـ برگزاري مسابقات علمي بين دبيران هر رشته به طور تخصصي و عمومي و تقدير و تشويق رتبه هاي برتر اين مسابقات و در نظر گرفتن اين امتيازات بدست آمده بیش از پیش ، در اموري مانند: ارتقاء گروه ، طبقه بندي شغلي ، سازماندهي محل خدمت.

ضمناً شايان توجه است كه چون اثر بخشي گروههاي آموزشي بر عملكرد آموزشي دبيران خود معلول عوامل متعددي است ،‌ لذا براي هر چه بيشتر شدن ميزان تأثير گروهها بر كيفيت آموزشي پيشنهاد مي گردد كه :

ـ مسؤولان بايد سهم گروههاي آموزشي را در ايفاي نقش هاي مختلف ، از طريق تدوين آيين نامه ها ، جلسات آموزشي با متخصصين و صاحبنظران به صورت ساختمند و تشكيلاتي و متناسب با اهداف و سياستهاي كلان آموزش و پرورش مشخص نمايند تا براي آن برنامه ريزي شود .

ـ اعضاء و سرگروههاي آموزشي براي تأثير و نفوذ بر عملكرد دبيران بايد داراي صفات انساني و ويژگي هاي شخصيتي مثبت انسان گرايانه و با قدرت مشاركت دهي و مشاركت گيري باشند تا بتوانند در درون و بيرون گروهها ، روابطي سالم ، مؤثر و هدفمند با با دبيران برقرار نمايند .

ـ پيشنهاد مي شود براي افزايش تأثير گروههاي آموزشي زمينه مناسب براي تعامل آنها با موقعيت هاي موازي از قبيل انجمن هاي علمي و يا موقعيت هاي تخصصي از قبيل دانشگاهها ، بيشتر فراهم گردد .

ـ پيشنهاد مي شود عواملي كه مي توانند ميزان تأثير گروههاي آموزشي برعملكرد آموزشي دبيران را تا حدود زيادي تحت تأثير قرار دهند مانند : هدفگذاري صحيح براي گروهها ، گزينش صحيح و هدفمند اعضاء و سرگروههاي آموزشي ، تهيه امكانات و تسهيلات لازم براي فعاليت گروهها ، افزايش مسؤوليت ها و وظايف اختيارات گروههاي آموزشي ، مورد توجه بيشتري قرار گيرند .

ـ پيشنهاد مي شود گروههاي آموزشي با مراكز تحقيقات ،‌ ستاد تجهيزات ، برنامه ريزي وآموزش ضمن خدمت در سطوح مختلف آموزش و پرورش داراي يك ارتباط مستمر و نزديك باشند تا تأثير فعاليت هاي آنها در افزايش كيفيت آموزشي و پرورشي بيشتر شود .

- پیشنهاد می شود با تصویب در سطوح عالی ، حداقل 2 ساعت از ساعات موظف دبیران برای فعالیت و همکاری مستمر و هدفمند با گروههای آموزشی و یا مراکز تحقیقاتی و مطالعاتی در نظر گرفته شود.

پيشنهاداتي براي تحقيق بیشتر در زمینه گروههای آموزشی

با توجه به فوايد و اثرات متنوع و بسيار زيادي كه گروههاي آموزشي در تحقق بخشيدن به اهداف آموزش و پرورش دارند و همچنين سرمايه گذاري زيادي که در سالهاي اخير در اين مجموعه شده ، به نظر مي رسد تحقيقات ديگري در اين زمينه و در ابعاد مختلف ، ضروري باشد . در اين راستا موضوع هاي زير جهت انجام تحقيق پيشنهاد مي گردد :

1 ـ بررسي ميزان تحقق اهداف و برنامه هاي گروههاي آموزشي در هر يك از دوره هاي تحصيلي و مقايسه آنها با همديگر .

 2 ـ بررسي ميزان تأثير گروههاي آموزشي بر بهبود عملكرد معلمان در  دوره هاي مختلف تحصيلي  و مقايسه آنها با همديگر .

3 ـ بررسی گروههای آموزشی مطابق با نظریه پویایی گروهی .

4 ـ بررسی رابطه سبک های مدیریتی درگروهها با میزان تاثیر گروههای آموزشی .

5 ـ  بررسی روابط درون گروهی در گروههای آموزشی و رابطه آن با اثربخشی آنها .

6 ـ بررسي نقش ، جايگاه ، وظايف و مسؤوليت هاي گروههاي آموزشي در دوره هاي مختلف تحصيلي.

7 ـ بررسي راههاي فعال تر كردن گروههاي آموزشي و افزايش اثر بخشي آنها در دوره هاي مختلف تحصيلي .

8 ـ بررسي كارايي دروني و بيروني گروههاي آموزشي در دوره هاي مختلف تحصيلي .

9 ـ بررسي موانع تأثير گروههاي آموزشي بر عملكرد دبيران در دوره هاي مختلف تحصيلي .

10 ـ بررسي تطبيقي اهداف ، نقش و عملكرد گروههاي آموزشي در آموزش و پرورش با گروههاي آموزشي در دانشگاهها .

11 ـ بررسي تطبيقي تشكيلات گروههاي آموزشي كشورمان با تشكيلات مشابه در آموزش و پرورش ساير كشورها .

منابع:

- كليات نظام جديد آموزش متوسطه . ( 1373 ). چاپ چهارم ، تهران : وزارت آموزش و پرورش . 

- مهر محمدي ،‌ محمود . ( 1371 ) . فصلنامه تعليم و تربيت . ‌تهران : وزارت آموزش و پرورش ، شماره 31 ، صص 30 ـ 27.

- نيكنامي ، ‌مصطفي . ( 1382 ) . نظارت و راهنمايي آموزشي . چاپ چهارم ،‌تهران : انتشارات سمت. 

- وزارت آموزش و پرورش . ( 1377 ) . دستورالعمل جامع گروههاي آموزشي متوسطه . تهران : معاونت نظري .

 



[1]- Control

[2]- Evaluation

[3]- Design

[4]- Organizing

[5]- Planning

[6]- Educational Leadership

[7]- Formal groups

[8]- Quality  of  education

[9]- Teaching methods

 

نوشته شده توسط گروههای آموزشی نهاوند در 9:41 |  لینک ثابت   •